تبلیغات
غم غربت - از سر تنهایی
غم غربت
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خراب آبادم

بر کوی تو عاشقان در ایند و روند     خون جگر از دیده گشایند وروند

ما بر در تو چو خاک ماندیم مقیم      ورنه دگران چو باد ایند وروند